محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
715
مخزن الأدوية ( ط . ج )
باب بيست و چهارم : در بيان ادويهاى كه حرف اول آنها ميم است فصل الميم مع الالف ماء به فتح ميم و الف ممدوده به فارسى آب به هندى پانى و به انگليسى واتر نامند . ماهيت آن : معروف و آن جسم رطب سيال و ركنى از اركان عنصرى و از عناصر اربعه بسيطه و اجزاى مولدات ثلثه طبيعيه و صناعيه است و به تنهايى به سبب بساطت صلاحيت و قابليت غذاييت بدن حيوان ندارد بلكه مرقق و مبدرق اغذيه نباتيه و حيوانيه و نفوذ فرماينده اخلاط است در عروق ضيقه شعريه و اعماق بدن و نيز مرطب بدن و مفرح ارواح خصوص روح حيوانى و در تلو هوا است در اين امر و مسكن التهاب و حدت و كاسر حدت حرارت معده و كبد حار و غاسل اخلاط غليظه لزجه و ملين و رقيق كننده آنها است و قابل دفع گرداننده و معين بر دفع آنها و نيز معين بر هضم و نضج و جذب و دفع استحاله و تأثير فعل و انفعال اغذيه و ادويه است و بالجمله فعل و كار طبيعت و صناعت چه در ادويه و اغذيه و چه در زراعت و حرث و غرس و ساير صناعت تمامى بىمداخلت و اعانت آن تمام نمىشود و وجود آنها منوط بدان و نص من الماء كل شىء حى اشاره بدان است و چون اين امور بالاجمال دانسته شد ببايد دانست كه جوهر آبها به اعتبار خفت و ثقل و صفا و كدورت و سرعت نفوذ و انحدار بطوء آن و تقويت هاضمه و ضعف آن مختلف مىباشد و انواع مياه منحصرند در آب باران و آب چشمهها و كاريزها و آب چاهها گداخته از برف و يخ و به عبارت ديگر مياه منحصرند در ماء جارى و راكد و ماء المطر و ماء جارى مانند آب نهرها و در حكم آنها است ماء المطر و ماء العيون يعنى آب چشمهها كه آب از آنها جوشد و برآيد و ماء راكد مانند آب غديرها و گودالها و امثال اينها و در حكم اينها است ماء البئر يعنى آب چاه و قنات يعنى كاريز پس هر آبى كه در لطافت و خفت و صفا و سرعت نفوذ و انحدار و غيرها از صفات مذكوره بر همه مزيت داشته باشد آن بهتر است و آن نيست مگر ماء المطر يعنى آب باران پس آن از همه بهتر است و بعضى گفتهاند در آن نيز قوّت قبضى است چنانچه شيخ الرييس در مبحث اسهال گفته واجب است كه بوده باشد آب ايشان آب باران جهت آنكه در آن قبضى است . مؤلف گويد مىتواند بود كه قبض آن بالذات نباشد بلكه بالعرض به سبب كمال لطافت و خفت و صفا و نفوذ و سرعت انحدار و عدم توقف در معده كه باعث بلت و رخاوت و سستى آن و الياف آن و تليين و اسهال و نفخ و قراقر گردد بلكه به جهت نشف رطوبات باعث قبض شود و لهذا گويا با قوّت قابضه است و ليكن به سبب كمال لطافت زود قبول عفونت مىنمايد و مضر سينه و آواز است در ابدان و كسانى كه عادى به آشاميدن آن نباشند باعث هيجان نوازل و زكام و سرفه و غيرها است و لهذا چون در خارج نگاه دارند زود در آن كرم تكون مىيابد تدبير و اصلاح آن جوش نمودن و يا سنگتاب و يا آهن تاب كردن آنست و بهترين آن آب باران صيفى و خريفى است و بعضى آب باران شتوى را گفتهاند به اعتبار ضعف تأثير تابش آفتاب و صعود ابخره كثيره بلكه لطيفه و اين به حسب اراضى و بلدان مختلف مىباشد و يك حكم بر همه جارى نمىتوان نمود و قريب به آب باران آب مقطر به عنوان عرق در قرع و انبيق و يا به عنوان ترشح از خم و سبو و كوزه متخلخل المسام و يا سنگ رخو است كه آب منقطر منتشر آنها را جمع نموده بياشامند و از فرنگ سنگى رخو مجوف از قبيل حوضى بسيار كوچك كه نيم مشك آب باران در آن گنجايش دارد مىآورند و آب شور درياى ناصاف را كه در آن ريزند و مكرر مقطر نمايند آب شيرين صافى از آن قطره قطره ترشح مىنمايد حتى اگر شربت را ريزند آب خالص مقطر مىشود و شكر در جوف آن مىماند و تا به اين